نور از رگهای تو
جاری می شود
و قطر
محصول مشترک شعاع نگاه شما و من است
متی ترانا و نراک
شکیب سوختن این شمع
ترا برای غنچه شدن وا نمی دارد؟
دعای دست هایت
مستجاب است
و دعای نگاهت
احیاگر
فروغ چشم هایت را بتابان
ابرهای سیاه
محاصره مان کرده اند
و بانک حجازیت را بنواز
که گوش ها از نوای جغد ها پرند
شنبه تا ۵ شنبه
محو تماشای جمعه ی توست
و کوچه باغ آرزوها
برای رد پایت لحظه شماری می کند